السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
133
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
ابن مسعود اين كتابها را برگرفته شده از اهل كتاب مىدانست و از اين رو ، نظر در آنها را خوش نداشت « 1 » . و مُرّه مىگويد : اگر از قرآن يا سنّت بود محوشان نمىساخت ، ليكن آنها از نوشتههاى اهل كتاب بود « 2 » . احتمال نزديكترى نيز در اينجا هست و آن اينكه اين كار از ابن مسعود تقيهاى يا مصلحتى يا به جهت ترس از تازيانه عمر سرزد ؛ چراكه مىدانست عمر خواسته كه كتابها نابود گردد و نقل حديث از پيامبر كاستى پذيرد ، و بعضى از صحابه براى سرپيچى از اين دستور كتك خوردند و برخى ديگر زندانى شدند - كه ابن مسعود يكى از آنها بود - پس بعيد نيست كه برخورد ابن مسعود در آن برهه زمانى در راستاى كنار آمدن با جوّ عمومى دولت اسلامى صورت گرفته باشد و بدان جهت بود كه از دستورِ عمر سرباز نزند ( از بيم ضرب شستِ او يا براى مدارا و مصلحت ) . از حارث بن سُوَيد نقل شده كه گفت : شنيدم عبدالله بن مسعود مىگفت : هيچ صاحب قدرتى نبود كه مى خواست مرا به سخنى وادارد تا براثر آن ، يك يا دو تازيانه را از من بازدارد مگر اينكه آن را بر زبان آوردم . ابن حزم در پى اين سخن مىگويد : در اين زمينه ، مخالفى از صحابه با او شناخته نشده است « 3 » .
--> ( 1 ) . جامع بيان العلم وفضله 1 : 66 ؛ سنن دارمى 1 : 134 ، حديث 477 ( چنان كه در تدوين السنّة : 341 ) آمده است . ( 2 ) . جامع بيان العلم وفضله 1 : 66 ؛ سنن دارمى 1 : 134 ، حديث 477 ( چنان كه در تدوين السنّة : 341 ) آمده است . ( 3 ) . المُحَلّى ( ابن حزم ) 8 : 336 ، مسئله 1409 .